خرید بک لینک
از لطف همه ی دوستانی که کامنت گذاشتید صمیمانه سپاسگزارم ، الهی که خودتون و عزیزانتون همیشه سالم و سلامت باشید مثل اینکه دیروز توی آنژیو فقط یکی از رگ ها را موفق شدند باز کنند و یکی دیگه از رگ ها هنوز باز نشده ، بخاطر همین مامان همچنان بستری هستند ،

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 20:11

نمیدونم خوب یا بد ولی من حتی از وقتی مامانم توی بیمارستان بستری شد آرامشم را از دست ندادم !! نمیدونم چجور قضاوت میکنید ولی حتی همش حرف روز قبل مامانم به ذهنم میومد که میگفت دلم خیلی واسه مادرم تنگ شده و ازش خواستم بیاد منو ببره پیشش ! با خودم میگفتم

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 20:11

دیروز دومین آنژیوی مامان انجام شد و به احتمال زیاد امروز مرخص میشه . خیلی خوشحالم ، صبج باز اومدم اینجا و دارم تمیزکاری میکنم تا مامان که میاد همه جا تمیز و مرتب باشه

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 9:23 توسط بانو |

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 20:11

راستش فکر اینکه بعد از عید بچه را چی کار کنم خیلی اذیتم میکنه . از طرفی همکارم که قبلا خودش همین مشکلات قلبی را داشته میگه نگران نباش مامانت یک ماه دیگه حالش از قبلش هم بهتر میشه چون گرفتگیش رفع شده و داروهایی هم که میخوره خیلی حالش را خوب میکنه و ب

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 20:11

راستش خیلی فکر کردم و دیدم اصلا درستش نیست که رزا را بخوام پیش مامان بذارم حتی وقتی انشالله بعد یک ماه هم حالش خوب بشه باز نباید کار سنگین بکنه و خب سر و کله زدن با یه بچه ی نو پا واقعا سخته و انرژی خیلی زیادی میخواد ، واسه همین تصمیم قطعیم را گرفتم

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 20:11

بچه ها جون ممنون از راهنمایی هاتون . دیشب با همسر خیلی فکر کردیم. راستش بچه الان فقط یک سال و دو ماهشه و واقعا واسه مهد گذاشتن خیلی کوچیکه. بچه ی طفلی که نمیتونه حرف بزنه و اگه اذیت بشه بیاد توی خونه بگه ، واسه همین به نظرم واقعا ریسک بزرگیه. بعد هم

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 20:11

رزا بدجور عشق دد شده. امروز صبح که باباش میخواست بره سرکار گریه میکرد که منو هم با خودت ببر بعد هم که باباش رفت اینقدر به در بالکن و در ورودی زد یعنی منو ببر بیرون .منم دیگه هر جوری بود یه کم سرشو گرم کردم ولی دیدم فایده نداره این بچه خیلی دلش بیرو

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 20:11

سال ۹۹ آخرین تیرهای ترکشش را هم نصیبمون کرد و اینجوری شد که بابا هم روونه ی بیمارستان شد ! بابا جان که بخاطر سنگ کلیه از پریشب دردهای شدیدی متحمل شد امروز صبح ساعت ۷ با زنگ موبایلش از خواب بیدار شدیم و همسر همراهش رفت بیمارستان و بعد از صبح تا حالا

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 20:11

امروز حس کردم حال مامان خیلی بهتر شده ، خدا رو شکر. تازه بعد چند وقت توجهش به رزا جلب شده بود و خیلی قربون صدقه ش میرفت . کلا اوضاع احوالش بعد چند وقت رو براه شده بود . انشالله که تا یک هفته دیگه باز سر پا میشه زندگی همچنان در جریانه . دنبال پرست

برچسب: نویسنده: یاسین شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 فروردين 1400 ساعت: 20:11

صفحه بندی